باز سالی بگذشت و دردی تکرار شد | بلاگ

باز سالی بگذشت و دردی تکرار شد

تعرفه تبلیغات در سایت

آخرین مطالب

امکانات وب


باز سالی بگذشت و دردی تکرار شد


از کوچه ای باز صدای نـالـه بلند شد



بشکست دستی که جسارت ها کرد


سیلی به دردانه ی رسـول خـدا زد



باز علی دارد تنها می شود


بی پیمبر و زهـرا می شود



آه این روزهـا چه دردی دارد علی


همنشین بعد پیمبر بود زهرای علی



علی دست به هر جا که می کشد


به گوشش ناله ی فاطمه می رسد



چاه هم طاقت اشک علی ندارد


این چاه دگـر آبی بهمراه ندارد



آبروی او بود بعد پیمبر زهــرا


چه طعنه ها که نشنید علی اعلی

...
نویسنده : بازدید : 9 تاريخ : پنجشنبه 27 ارديبهشت 1397 ساعت: 15:16